خدایابی و خداشناسی

برهان وجوب و امکان 2

دوشنبه نهم شهریورماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

 برهان وجوب و امکان:ما می دانیم که وجود داریم و وجود داشتن ما حقیقت است و مثل ما انسانها موجودات دیگری مثل حیوانات و گیاهان و... نیز وجود دارند که همه این موجودات یا واجب الوجودند و یا ممکن الوجود و فرض سومی وجود ندارد.اگر آن موجود در وجود داشتن خود وابسته به غیر خود باشد ممکن الوجود است واگر وجودش مستقل باشد و وابسته به موجود دیگری نباشد واجب الوجود است که در صورت دوم وجود واجب الوجود(خدا)ثابت می شود.

  صورت دوم یعنی مستقل بودن وجود بیان کننده واجب الوجود است اما در صورت اول یعنی اگر موجود مفروض ممکن الوجود باشد بنابر اصل علیت نیازمند علت خواهد بود و با توجه به امتناع تسلسل و امتناع دور آن ممکن الوجود با واسطه یا بی واسطه معلول علتی است که آن علت(واجب الوجود)معلول شی دیگری نیست در نتیجه باز هم وجود واجب الوجود اثبات می شود.

 برای مثال باران را در نظر می گیریم ، باران ممکن الوجود است و علت وجود باران وجود ابر است ، علت وجود ابر بخار آب است ، علت وجود بخار آب تابش خورشید بر دریاهاست ، علت وجود خورشید با توجه به اینکه ستاره است و روزی بوجود آمده است و روزی هم نابود خواهد شد تنها می تواند خالق مستقیم آسمان ها و زمین و ذات واجب الوجود حق تعالی باشد پس با سلسله ای از علت های ممکن الوجود به واجب الوجود رسیدیم.


 در قرآن داریم:(یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید:ای مردم(نه ای مومنون!)شما به خدا نیازمندید و خداست که بی نیاز و ستوده است.(فاطر:15))
  یکی از تعابیری که از فقر در این آیه می شود وابستگی وجودی ممکنات(به عنوان ممکن الوجود) به خداوند(به عنوان واجب الوجود) است.

 در جای دیگر قرآن در مقام احتجاج با کافران می گوید:(ام خلقوا من غیر شیء ام هم الخالقون:آیا از هیچ خلق شده اند؟یا آنکه خودشان خالق(خود)هستند؟(طور:35))


  به هر تقدیر این برهان خداوند را به عنوان واجب الوجود اثبات می کند همانطور که برهان نظم خداوند را به عنوان مدبر و ناظم عالم اثبات می کند و این مطلب(بغیر از برهان فطرت که از وجود آدمی نشات می گیرد و کاری به دیگر استدلال ها ندارد)در سایر براهین نیز جاری است مثلا در برهان حرکت خداوند بعنوان محرک(حرکت بخش) و در برهان حدوث خداوند به عنوان محدث اثبات می شود بعبارتی دیگر ما چاره ای جز این نداریم که پیش از بیان برهان ها ذات الهی را در قالب یک مفهوم تصور کنیم و سپس آنرا اثبات کنیم(چون شناخت مستقیم ذات خداوند که واجب الوجود است برای ما که ممکن الوجودیم امکان ندارد)وثابت کنیم که چنین مفهومی در خارج وجود دارد.

 برای این بحث به همین مقدار بسنده می کنیم و آرزومندیم در این ماه پر برکت ما را از دعای خیر خود محروم نفرمایید.
و من الله التوفیق

   


برهان وجوب و امکان 1

یکشنبه هشتم شهریورماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

 به نام خدا


 برای بیان برهان وجوب و امکان که از راه های عقلی و اختصاصی خداشناسی است ابتدا باید چند مطلب را بعنوان مقدمه بدانیم:

 واجب الوجود و ممکن الوجود:برای توضیح مثالی می زنم.همه ما میدانیم که چایی که شیرینش کرده باشیم و شکر ، شیرین اند پس هم شکر و هم چایِ شیرین ، با شیرین بودن رابطه دارند اما یک تفاوت بزرگ بین شیرینی شکر و شیرینی چای شیرین وجود دارد و آن تفاوت این است که اگر شیرینی چای را از آن بگیریم کماکان میتوانیم به آن بگوییم چای و در چای بودنش اشکالی وجود ندارد و فقط شیرین نیست اما شما به شکری که شیرینی را از آن گرفته باشند چه می گویید؟ دیگر نمی توانید به آن شکر بگویید و شکر بدون شیرینی قابل تصور نیست زیرا شیرینی ، خصلت ذاتی شکر است.

 حال با توجه به این مثال به تعریف واجب و ممکن می پردازیم. هر شی ای که موجود باشد رابطه اش با وجود دوگونه است, یا رابطه اش با وجود ضروری است و نبودنش غیر قابل تصور است (مثل شکر و رابطه اش با شیرینی) که به آن واجب الوجود می گوییم و یا رابطه اش با وجود ضرورتی ندارد و می توان تصور کرد که رابطه اش با وجود گسسته شود (همانند چای که میشد رابطه نداشتنش با شیرینی را تصور کرد یعنی چای می توانست شیرین باشد یا نباشد و برای شیرین شدن لازم است شیرینی از خارج به آن داده شود)که به آن ممکن الوجود گوییم.

  در نظر فیلسوفان اسلامی واجب الوجود همان خداوند است و سایر موجودات همه ممکن الوجودند.

  باز هم تصور کنید که انسانهایی پاک مثل پیامبران و شهدا و ناپاک مثل قارون ها و هیتلرها همه و همه زمانی وجود داشتند و اکنون دیگر وجود ندارند چون ممکن الوجود بودند و با نبودشان اشکالی در اصل وجود هستی بوجود نیامده و دنیا برای ما که در آن هستیم هنوز وجود دارد و ادامه دارد و با مرگ امثال محمد شریفی ها که ممکن الوجودند دنیا به آخر نمیرسد و از همینجا وارد بحث اصل علیت می شوم که قبلا گفته بودم و می دانیم که هر مقتولی نیازمند قاتل و هر معلولی نیازمند علتی است و اگر بخواهیم قانون علیت را برای واجب الوجود و ممکن الوجود تعریف کنیم تا به نتیجه ای عقلی برسیم باید بگوییم که هر موجود ممکنی نیازمند علتی است ، نسبت من با وجود طوری است که بود و نبودم یکسان است بنابراین برای اینکه من وجود داشته باشم نیازمند موجودی(واجب الوجود) هستم که سبب ترجیح وجود من بر عدم وجود من بشود.

 پس فهمیدیم که موجود ممکن,موجودی است که وجودش وابسته به غیر خود(یعنی علت)است ولی وجود واجب الوجود,وجودی غیر وابسته است.

 امتناع تسلسل:منظور از تسلسل آن است که سلسله علت ها و معلول ها تا بی نهایت ادامه یابد و به علت نخستین ختم نشود.

 بعبارت ساده تر موجود 1 معلول موجود 2 باشد و موجود 2 معلول موجود 3 باشد و موجود 3 معلول موجود 4 باشد و...این سلسله هیچگاه پایان نیابد که این بر اساس اصل امتناع تسلسل محال است و گروهی از عالمان دینی اینرا امری بدیهی و بی نیاز از اثبات می دانند و گروهی براهینی عقلی بر آن آورده اند اگر شما این مطلب را امری بدیهی نمی دانید می توانید برای اثبات عقلی آن به:درآمدی بر خداشناسی فلسفی نوشته محسن جوادی صفحات 66 تا 77 مراجعه کنید.(یکی از استدلالها بدین شکل است: سلسله ای نامتناهی از علتها و معلولها را فرض می کنیم. این سلسله چون ترکیب یافته از موجودات ممکن هستند پس ممکن الوجودند و هر ممکن الوجودی نیازمند علتی است ، خود این سلسله و یا حتی اعضای درون آن نمی تواند علت خودش باشد زیرا ممکن نیست چیزی علت خودش باشد (من علت وجود داشتن خودم نیستم) پس موجودی خارج از این سلسله آنرا بوجود آورده که همان واجب الوجود است)

 امتناع دور:دور یعنی شی ای با چند واسطه علت خودش باشد یعنی موجود 1 علت مو جود 2 و موجود 2 علت موجود 3 و موجود 3 علت موجود 1 باشد و یک حلقه و دور ایجاد شده باشد که این هم محال است.

 برای دوستانی که از علم منطق سر در می آورند می گویم که چون هر علتی بر معلول خود مقدم است و همچنین فرض دور نیازمند آن است که شی بر خودش مقدم باشد این اجتماع نقیضین است.
 در پست بعدی به بیان این برهان می پردازیم.

   


مقدمه ای بر راه های عقلی خداشناسی

چهارشنبه چهارم شهریورماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

بسم الله الرحمن الرحیم
 با سلام و آرزوی بهروزی و قبول طاعات و عبادات برای شما دوستان عزیز در این ماه پربرکت.

 گفتیم که در این پست به راهی عقلی از راه های خداشناسی می پردازیم.ابتدا فواید برهان های عقلی را بیان می کنیم تا از اهمیت این براهین آگاه شویم.لازم به ذکر است که راه عقل عموما با اصول و قواعد فلسفه پیوند می خورد و فهم آن برای عموم یعنی افرادی که دستی در فلسفه ندارند دشوار است,اما طبق قولی که داده ام تمام سعی خود را می کنم تا این برهان را نیز بصورت ساده و قابل فهم و با کمک مثال هایی ساده بیان کنم.
 
 خوبی استدلال های عقلی این است که افرادی که نسبت به مباحث خداشناسی دید خوبی ندارند را از راه عقلشان ارضا می کند و اگر هم نکند و در هدایت منکران لجوج و متعصب(که بخاطر تعصب کورکورانه از تعقل و تفکر خارج شده اند)توفیق نیابد دست کم از تاثیر شبهات آنان در دیگران جلوگیری می کند و نامعقول بودن دلایل ملحدانه آنان را آشکار می کند.بهمین علت ادله عقلی در مقام مناظره با منکران وجود خدا کارایی بیشتری دارند و به همین دلیل هنگامی که برخی مناظره های امامان معصوم را می خوانیم می بینیم که از استدلال های عمیق و ژرفی برای اثبات حقانیت خود استفاده می کرده اند.

 ممکن است فکر کنید چون ما از طریق فطرت و از درون با خدا آشنا شده ایم پس آوردن استدلال عقلی بر وجود خدا کاری بیهوده است اما این پنداری صحیح نیست زیرا:

1.استدلال عقلی در تقویت ایمان دینی موثر است چون هرگاه عقل ما در برابر مطلبی سر تعظیم فرود بیاورد و به آن گردن نهد قلب و دل ما گرایش بیشتری به آن پیدا می کند.

2.ایمان دینی ما اگر تنها بر عواطف ما استوار باشد در مواجهه ما با شبهات تردید آفرین ممکن است دست خوش تزلزل گردد مخصوصا اگر مثل من جوان باشید!و هنوز اعتقاداتتان در ذهنتان محکم نباشد و با این هجوم دروغ های هدفمند در حوزه و دانشگاه برای تزلزل اعتقاداتمان روبرو باشیم.

 در پست بعدی به امید خدا به بیان برهان وجوب و امکان می پردازیم.

   


برهان نظم در قرآن و احادیث

سه شنبه بیست و هفتم مردادماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

به نام خدا
 و اما مثال هایی از قرآن و احادیث:

قرآن در آیات مختلفی از پدیده های طبیعی یاد می کند و انسان را به تفکر در آن دعوت می کند.
(مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز برای خردمندان نشانه هایی است(آل عمران:190))

امام صادق (ع)
در حدیثی به یکی از اصحاب به نام مفضل فرمودند:
  ای مفضل!نخستین عبرت و دلیل بر خالق,بوجود آوردن این عالم و گردآوری اجزا و نظم آفرینی در آن است.زیرا اگر با اندیشه و خرد در کار عالم نیک و عمیق تفکر کنی آنرا خانه ای می یابی که تمام نیازهای بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است.آسمان را همانند سقف بلند گردانیده و زمین را به سان فرش گسترانیده است و...اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده و آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده و نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است.

  در حدیث دیگری از امام صادق (ع)آمده:عجب است از آفریده ای که می پندارد خداوند از چشم بندگان مخفی است در حالی که آثار صنع او را در ترکیب محیرالعقول و و تالیف قاطع خلقت خود می بیند!...هیچ پدیده ای نیست مگر اینکه در آن اثر تدبیر و ترکیب که دلالت بر خالق مدبر می کند وجود دارد و تالیف مدبرانه آن انسان را به خدای واحد حکیم رهنمون می سازد.

 (خداوند شکافنده دانه و هسته است.زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می آورد.چنین است خدای شما.پس چگونه از حق منحرف می شوید(انعام:95))

  امام علی (ع)
 فرموده اند:و اگر همه موجودات زنده اعم از پرندگان و چهارپایان وانواع گوناگون هوشمند و کم هوش جانداران گرد هم آیند هرگز قدرت ایجاد پشه ای را نخواهند داشت و راه ایجاد آنرا نتوانند شناخت و عقول آنها در راه یافتن به اسرار این موجود سرگشته خواهد ماند.
 
  (
و اوست کسی که از آسمان آبی فرود آورد پس به وسیله آن از هر گونه گیاهی برآوردیم و از آن جوانه سبزی خارج ساختیم که از آن دانه های متراکمی بر می آوریم و از شکوفه درخت خرما خوشه هایی است نزدیک به هم و باغ هایی از انگور و زیتون و انار (همانند و غیر همانند)خارج نمودیم.به میوه آن وقتی ثمر دهد و به طرز رسیدنش بنگرید.قطعا در اینها برای مومنان نشانه هایی است.(انعام:99))

  امام صادق (ع)
در روایتی دارند:در آفرینش درختان و انواع گیاهان بنگر.از آنجا که درخت نیز مانند حیوان همواره به غذا محتاج است و از طرفی مانند حیوان دهان و حرکت ندارد که غذا را بگیرد ریشه های آن در دل زمین فرو رفته است تا غذا را از اعماق زمین بگیرد و به شاخ و برگ و میوه رساند.پس زمین مانند مادر پرورش دهنده آن است و ریشه ها چون دهان آن است که با آنها غذا را از زمین می گیرد چنان که حیوانات کودکان خود را شیر می دهند.

  (آیا به سوی پرندگانی که در فضای آسمان رام شده اند ننگریسته اید؟ جز خدا کسی آنها را نگاه نمی دارد.راستی در این(قدرت نمایی)برای مردمی که ایمان می آورند نشانه هایی است.(نحل:79))

  این آیات و احادیثی که از نظر گذراندیم تنها بخش کوچکی از مجموعه بزرگ آیات و روایاتی است که در بیان نشانه های تجربی وجود خداوند و علم و قدرت نامتناهی او به ما رسیده.
تا به حال در باب راه دل و راه تجربه هر کدام یک مثال زدیم.در پست بعد به برهان وجوب و امکان از راه عقلی خدایابی می پردازیم انشاالله.

   


برهان نظم 2

دوشنبه بیست و ششم مردادماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

 بسم الله الرحمن الرحیم
 در این پست بحث اصلی برهان نظم را به پایان می بریم و در پست بعدی نمونه هایی از آنرا در قرآن و حدیث بیان می کنیم.
 اگر بخواهیم بصورت ساده به دلیل نظم نگاه کنیم داریم:
1.عالم طبیعت پدیده ای دارای نظم است.
2.هر پدیده منظمی دارای ناظم و نظم دهنده است.
 از ایندو نتیجه میشود که عالم طبیعت ناظمی فهمیده دارد که ما آنرا به عنوان خدا می شناسیم.دقت کنید که در اینجا خدا را به عنوان نظم دهنده می شناسیم و اثبات می کنیم.
 توضیح اولی:نمی خواهم بنشینم و توضیح دهم که چه نظم عجیبی در بدن انسان وجود دارد تا این موجود یعنی انسان بتواند به زندگی اش ادامه دهد تنها به شما توصیه می کنم که از یافته های دانشمندان و علما در رابطه با انسان و دیگر موجودات استفاده کنید تا به دیدگاهی درست از وجود نظم برسید.
 من تنها به یک مورد اشاره میکنم:همه ما میدانیم که اکسیژنی که مصرف می کنیم بخش اعظمی از آن از درختان سرسبز است و در زمان زمستان این سرسبزی از بین می رود حال ما در زمستان اکسیژن لازم را از کجا تامین می کنیم با توجه به اینکه سیستم تنفس ما انسانها برای ادامه حیات بدن نیاز به اکسیژن دارد.
 جواب ساده است تنها وتنها سردی هوا این کار را انجام می دهد و چون بحث ما تنها یک مثال بود وارد بحث علمی چگونگی آن نمی شوم فقط همینقدر بدانید که هیچ کاری در طبیعت بی حساب و کتاب نیست بهمین دلیل تفکر در طبیعت بسیار توصیه شده است.
 توضیح دومی:ما برای توضیح بهتر به قانون علیت اشاره می کنیم که این قانون را نیز با یک مثال ساده برای شما قابل درک می کنیم.فرض کنید قتلی صورت گرفته و انسانی در منزلش با چاقویی که در سینه اش فرو رفته مقتول ماست پلیس ها تمام تلاش خود را برای یافتن قاتل انجام می دهند و حتی اگر موفق به یافتن او نشوند نمی گویند که این اتفاق خود به خود افتاده ، این پرونده تا زمانی که قاتل پیدا نشود باز است وتنها مطلبی که به آن فکر می کنند این است که عجب قاتل حرفه ای یی بوده که نشانی از خودش بجا نگذاشته است.
حکم عقل برای آن پلیس این بود که هر مقتولی قاتلی دارد و بدون وجود داشتن قاتل ، مقتولی وجود ندارد و هیچکس خود به خود به قتل نمی رسد و ما از این مثال استفاده می کنیم و می گوییم هر معلولی علتی دارد و هیچ اتفاقی خود به خود نمی افتد و از آن نتیجه می گیریم که هیچ نظمی بدون علت که همان ناظم ما که خدا باشد اتفاق نمی افتد و نظم نیازمند ناظم است.
لازم شد که بار دیگر توضیح دهم که این بحث ها را کاملا ساده کرده ام و با مثال های قابل فهم بیان کردم تا تنها دیدگاه جدیدی برای شما ایجاد کنم تا به آن بیندیشید.
 پس ما فهمیدیم که در جهان پیرامون ما نظمی زیبا قرار دارد و این نظم نیاز به ناظم دارد که ما در این دلیل یعنی برهان نظم ، خدا را بصورت ساده و قابل فهم بعنوان ناظم جهان اثبات کردیم.
 همانطور که در ابتدای بحث گفتیم پایان بخش بحث برهان نظم مثال هایی است که از قرآن و حدیث در پست بعدی می زنیم.
و من الله التوفیق

   


برهان نظم 1

یکشنبه بیست و پنجم مردادماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

به نام خدا
با سلام خدمت شما دوست عزیز.همانگونه که قول داده بودیم در این پست به برهان نظم می پردازیم.برهان نظم جزو راه های تجربی و عمومی خداشناسی است.طبق گفته های پیشین در راه تجربی انسان با توجه به طبیعت و پیرامون خود به شناختی از خدای خود دست می یابد.
من این برهان را بسیار دوست می دارم زیرا:

1.مقدمات این برهان به راحتی قابل دیدن و تجربه کردن است و نظمی است که من حتی در بدن خود نیز می بینم و اگر شما هم به این برهان معتقد شوید از آن به بعد هر چیزی که به صورت طبیعی می بینید با لذتی خواص برایتان همراه میشود.
2.این برهان از دلایل پیچیده فلسفی خالیست و هر انسانی با دیدن محیط طبیعی خود و توجه به آن پی به شناختی زیبا می برد.
3.بسیاری از آیات قرآن به آن اشاره دارد.
4.دستاورد های علوم تجربی همه موید و تایید کننده وجود نظم و تدبیر طبیعی در جای جای جهان و دلیلی روشن بر برهان نظم است.
5.این دلیل در مقایسه با دلایل دیگر خداشناسی نقش موثرتری در تقویت ایمان دینی متدینان ایفا می کند.
 اما برای دانستن این برهان ابتدا باید بدانیم که تعریف نظم چیست:برای اینکه یک مجموعه منظم داشته باشیم باید یک مجموعه از اشیا داشته باشیم که عامل خاصی آنها را به هم پیوند بدهد و آرایش و ترتیب ویژه ای در میان اعضای آن مجموعه بوجود آمده باشد.
 برای مثال ما یک اتاق مرتب داریم که اجزای مختلفی دارد:لحاف.پتو.کتاب.تخت و...آنگاه به فکرمان میرسد که چه کسی این اتاق را مرتب کرده و هیچگاه تصور نمی کنیم که به خودی خود مرتب شده باشد.
برهان نظم را اینگونه تعریف می کنیم:
1.باید مجموعه ای از اشیای مادی داشته باشیم.
2.اعضای این مجموعه باید بصورت طبیعی و بدون دخالت انسان در کنار هم قرار گرفته باشند.
3.اعضای این مجموعه باید نظم خاصی داشته و هدفمند باشند.
در پست بعد به ادامه بحث برهان نظم می پردازیم.

   


فطرت

جمعه بیست و سوم مردادماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خدایابی ،

بسم الله الرحمن الرحیم
 قبل از اینکه وارد بحث خداشناسی فطری شویم لازم به ذکر است که این مطالب تنها مقدمه ای بر خداشناسی است و از آنجا که هدف من فقط ایجاد تفکر و دیدگاهی نو در ذهن شما دوست گرامی است از وارد شدن
پیشرفته به مباحث خداشناسی خودداری می کنم.
 و اما اولین راه یعنی فطرت:زمانی که انسان در شرایط بحرانی قرار می گیرد و امیدش را از همه اسباب طبیعی از دست می دهد کانون دل او متوجه قدرتی تمام نشدنی می شود و بی اختیار از او درخواست کمک می کند و اصطلاحا بیدار می شود و حقیقتی را احساس می کند.
 فطر به معنای شکافتن است و از آنجا که آفرینش به منزله شکافتن پرده نیستی و عدم است در نتیجه یکی از معانی فطر آفریدن و خلق کردن است و فطرت به معنای نحوه خاصی از آفرینش است یعنی خداوند همراه با آفرینش انسان گرایش ها و بینش های خاصی را در خمیر مایه وجودی او قرار داده است بطوری که اگر شما در ایالات متحده آمریکا هم زندگی کنید باز هم بعنوان یک انسان شناختی درونی از خدا درون شما هست.
برای مثال دلیل جالبی میاورم:یکی از محکم ترین دلایلی که منکران وجود خدا برای خودشان در کتابهایی که مبنی بر عدم وجود داشتن خدا می آورند این است:ما انسان ها خدا را بوجود آوردیم چون نیاز به خدا داشتیم!!!اما سوال ما این است چرا نیاز به خدا داشتیم؟!جواب ساده است <فطره الله التی فطر الناس علیها:فطرت الهی فطرتی است که خداوند مردم را بر طبق آن آفریده است(روم:30)>ما که انسانیم اینگونه آفریده شده ایم که به خواست خدا شناختی از او در ما باشد.
(و یاد کن هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را بر گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟گفتند:آری گواهی دادیم  تا مبادا در قیامت بگویید از این امر غافل بودیم)<<اعراف:172>>
این آیه نشان می دهد که انسان قبل از پا گذاشتن به عالم طبیعت در عالم دیگری قرار داشته و خداوند خویش را به انسان ها نمایانده و آدمیان وجود پروردگار خویش را تصدیق کرده اند اما آدمی پس از پا نهادن به جهان طبیعت جزئیات آن مواجهه روحانی را به فراموشی سپرده اما اصل و خمیر مایه آن معرفت برایش محفوظ مانده است و دلیل این تعهد گیری آن بوده که کافران و مشرکان در قیامت مدعی بی خبری و جهل نشوند.

 برای رسیدن مجدد به فطرت می توان از دلایل عقلی اثبات وجود خدا استفاده کرد و انشا الله یکی از این دلایل را در پست های آینده بررسی خواهیم کرد همینقدر بدانید که هر انسان راهی مخصوص به خود برای رسیدن به خدای خود دارد.در پست بعدی به برهان نظم که از براهینی است که من علاقه خواصی به آن دارم اشاره می کنم.

   


درباره وبلاگ

شما در این وبلاگ می توانید بصورت ساده با دیدگاه ها و اندیشه های مربوط به خدایابی و خدا شناسی آشنا شوید.
خادم المدافعین

آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


Free counter and web stats

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات