خدایابی و خداشناسی

قرآن معجزه جاویدان 3

جمعه هفدهم مهرماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خداشناسی ،

 بسم الله الرحمن الرحیم

  اخبار غیبی:منظور از غیب قسمتی از حقایق عالم است که از حوزه ادراک بشر خارج است و خداوند در قرآن از حقیقت های غیبی فراوانی خبر داده است مثل:خداوند و صفت ها یش،فرشتگان،اجنه،جهان برزخ،عالم آخرت،بهشت و دوزخ و صفت های آنها و همچنین اتفاقاتی که در آینده می افتند اما هیچ ابزاری برای پیش بینی قطعی آن در اختیار ما نیست و حوادثی که در گذشته رخ داده و اثری از آن در حافظه تاریخ نبوده است.

  ما به چند مثال می پردازیم که در زمان نزول آن آیه اتفاقی که در آن پیش بینی شده بود هنوز نیافتاده بود اما با گذشت زمان آن حادثه محقق گشت اما قبل از آن بگویم که این پیشگویی هایی که در قرآن شده بدون حتی یک اشتباه همه آنها اتفاق افتاده و بعضی هنوز زمانش نرسیده و درستی آن در آینده مشخص خواهد شد:

 الف)
خبر پیروزی روم بر فارس:در سال 614 میلادی رومیان شکست سختی از حکومت فارس خوردند و از آنجاییکه حکومت فارس در آن زمان مشرک بودند و حکومت روم اهل کتاب بودند مسلمانان از شکست روم اندوهناک شدند.در این زمان آیات ابتدایی سوره روم نازل شد که پیش بینی جالبی در جای خود بود.
 (الم*غلبت الروم*فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون*فی بضع سنین لله الامر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المومنون(روم:1_4))الف لام میم رومیان شکست خوردند در نزدیکترین سرزمین ولی بعد از شکستشان در ظرف چند سالی بزودی پیروز خواهند گردید،فرجام کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مومنان از یاری خدا شاد می گردند.

 بضع سنین بر مدت حدود 3 تا 9 سال دلالت می کند که قرآن با اقتدار این مدت را برای پیروزی روم بر فارس پیشگویی می کند با اینکه شواهد امر گواهی می داد که این غلبه در این مدت زمان عملی نیست اما این پیشگویی به حقیقت پیوست.

  ب)
خبر پیروزی مسلمانان در جنگ بدر:پیش از وقوع جنگ بدر در حالی که برتری نظامی مشرکان مکه بر مسلمانان آشکار بود قرآن با قاطعیت از پیروزی اسلام خبر داد.
 (ام یقولون نحن جمیع منتصر*سیهزم الجمع و یولون الدبر(قمر:44و45))یا می گویند ما همگی انتقام گیرنده ایم!زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند.
 پیشگویی قرآن در حالی بوده که تعداد مسلمانان حدود یک سوم کافران بوده است.آیات تحدی که آیات مبارزه طلبی قرآن هستند نیز اخبار غیبی اند.

 عدم اختلاف و تناقض در قرآن:قرآن کتابی است که طی 23 سال بر پیامبر نازل گردید.جهان ما جهانی است که قانون تحول و تکامل در آن جاری است و انسان ها هم از این قاعده جدا نیستند و همواره در حال دگرگونی اند،برای مثال برخی از اندیشمندان با گذشت زمان و کاملتر شدن دیدگاهشان نظریه ای که خود داده اند را نقض کرده اند و اعتقادی دیگر پیدا کرده اند اما قرآن با اینکه در این مدت در شرایط مختلف مثل سختی ها و دشواری ها و امنیت و آرامش و سفر و..بر پیامبر نازل شده از هرگونه اختلافی در آیات تهی است و هیچ آیه ای نقض کننده آیه دیگری نیست با اینکه مجموعه بسیار وسیعی از معارف در ابعاد اعتقادی اخلاقی تاریخی اجتماعی احکام و ... در آن یافت می شود.

  آورنده قرآن:پیامبر فردی بود که هیچگاه در مکتبی پا نگذاشت و درس نیاموخت و هیچ آموزگاری نداشت.او 40 سال که حدود دو سوم عمر گرامی ایشان است را بدون اینکه از علم و دانش حرفی بزند و یا شعری بسراید و خطبه ای بخواند طی کرد.چنین شخصیتی با چنین پیشینه ای در 40 سالگی مطلبی آورد که بزرگان عرب در مقابلش زانو زدند و برای مدتی طولانی الهام بخش و آموزگار بزرگان علم و اندیشه گردید.عقل حکم می کند که ارائه کتابی مانند قرآن از سوی شخصیتی مانند محمد(ص) جز با فرض اتصال وی به منبع وحی ممتنع است.

  قرآن و علم:قرآن به مواردی اشاره کرده که بشر در آن زمان از لحاظ علمی نه تنها به آن نرسیده بلکه مخالف آن بودند.

  الف)اصل جاذبه میان اجسام:این اصل که در قرن هفدهم توسط نیوتون کشف شده مدت ها قبل از آن در قرآن ذکر شده بود:
 (الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش(رعد:2))خدا کسی است که آسمانها را بدون ستون هایی که آنها را ببینید بر افراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت.
 در این آیه از ستون های نامرئی حرف زده شده که نگه دارنده اجرام آسمانی اند که همان جاذبه میان اجسام است.

  ب)کروی بودن زمین:(و اورثنا القوم الذین کانوا بستضعفون مشارق الارض و مغاربها التی بارکنا فیها(اعراف:137))وبه آن گروهی که پیوسته تضعیف می شدند بخش های باختری و خاوری زمین را که برکت داده بودیم به میراث عطا کردیم.

 این آیه برای زمین مشرق ها و مغرب های متعددی در نظر می گیرد در حالی که اگر زمین مسطح باشد تنها یک مشرق و یک مغرب خواهد داشت و این آیه اشاره هنر مندانه ای به کروی بودن زمین است.

  مطالبی که مطرح شد تنها بخش کوچکی از آن عظمتی بود که این کتاب آسمانی دارد و قرآن خود کتابی گویا است که هرکس به آن تمسک جوید و با آن خو گیرد الهی بودنش و خارق العاده بودنش را به دیده جان درک خواهد کرد.
   

   


قرآن معجزه جاویدان 2

چهارشنبه پانزدهم مهرماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خداشناسی ،

 به نام خدا

 اعجاز ادبی:زمانی که قرآن نازل می شد یعنی زمان عرب دوران جاهلیت که پیامبر در میان آنها نازل شده است بیشترین تاکید بر معجزه ادبی بودن قرآن بوده است.برخلاف آنکه ما نام آن دوره را دوره جاهلیت عرب نامگذاری کرده ایم ، بودند اعرابی که در آن زمان از لحاظ ادبی و علم زبان عربی در سطح بالایی بوده اند (همچنین توجه زیادی به شعر داشتند و شعرا جایگاه خاصی در میان آنها داشتند) بطوری که امروزه اگر شما زبان عربی را آموزش دیده باشید می دانید که در بیان بعضی از قواعد عربی در زمینه کلمات از کلمه سماعی استفاده می کنند و معنی آن این است:شنیده شده از عرب دوران جاهلیت و می توان گفت اصالت آن کلمه خاص به آن زمان برمی گردد پس جاهلیت ذکر شده برای اعرابی که پیامبر خاتم بر آنها نازل شده جهالت ادبی نبوده است و به زمینه های دیگر مثل زنده به گور کردن دختران بر می گشته است.

  پی بردن به معجزه ادبی بودن قرآن نیازمند آشنایی به زبان عربی و دانستن علومی چون صرف و نحو و معانی و بیان و بدیع و ..است و نکته جالب اینکه اینها علومی هستند که از ابتدا در حوزه های علمیه تدریس می شوند و من فکر می کنم یکی از دلایل شروع حوزه با صرف و نحو آشنایی به اعجاز ادبی قرآن است.

 اما چون این نکته بسیار مهم است و دانستن آن به محکم تر شدن اعتقاد ما بر می گردد توصیه می کنم از افرادی که خبره فنون ادبی هستند و علم کافی دارند و از تعصبی که ممکن است باعث عدم صداقتشان شود مبرا هستند صادقانه نظرخواهی کنید تا حقیقت امر برای شما آشکارتر شود.

 ما سعی می کنیم مطلب را تا جایی که قابل فهم برای عموم(نا آشنا به علوم عربی) باشد بطور فشرده و قابل فهم بیان کنیم اما بحث ما روی سه قسمت اصلی استوار است:

 1)فصاحت:کلامی را فصیح می گوییم که بصورت روان و راحت خوانده شود و از حسن و زیبایی شایسته ای برخوردار باشد و ادا کردن آن بدون دشواری و سختی باشد.

 قرآن از پیچیدگی ها و ناسازگاری ها خالی است و از این لحاظ در اوج قرار دارد بطوریکه گاه چندین واژه را که هر کدام به تنهایی از نوعی سنگینی برخوردارند چنان با هم ترکیب می کند که محصول نهایی آن عبارتی خوش آهنگ و دلنشین است. برای مثال در سوره یوسف آیه 85 داریم:(قالوا تالله تفتا تذکر یوسف حتی تکون حرضا او تکون من الهالکین)
 که کلماتی همچون تفتوا و حرضا تا حدی سنگین اند(برای تشخیص سنگینی کلمات و فصاحت آیه مذکور نیاز به آشنایی با ادبیات عرب است)اما ترکیبشان چنان زیباست که کلامی دلنشین و روح افزا را در آیه شاهد هستیم.

 در برخی آیات حروف سنگین با تکرار در کنار هم چیده شده اما این تکرار کلام را نه تنها ناموزون نکرده بلکه بر جذابیت آن افزوده است:
(واتل علیهم نباابنی آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم یتقبل من الاخر قال لا قتلنک قال انما یتقبل الله من المتقین(مائده:27)) که در آن حرف قاف که از حروف سنگین است 11 بار تکرار شده با این حال با قرار گرفتن در کنار حروف مناسبی چون ب و لام مانع بروز سنگینی شده است باز هم تاکید می کنم باید بر علوم عرب تسلط داشت تا متوجه موضوع شد.

  2)بلاغت:در رابطه با بلاغت می توان گفت کلامی بلیغ است که به غیر از اینکه دارای فصاحت باشد با شرایط فردی که مخاطب است همخوانی داشته باشد و متناسب با احوال او باشد و شرط دیگر بلاغت کلام این است که دارای معانی عمیق باشد که این حالت اعلای بلاغت است که از هر دو یک مثال در قرآن می زنیم.

 تناسب با حال مخاطب:(ولا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم(انعام:151))

و فرزندان خود را از تنگدستی مکشید ما شما و آنان را روزی می دهیم.
 

(ولا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم(اسرا:31))

و فرزندان خود را از بیم تنگدستی نکشید ما به آنان و شما روزی می بخشیم.

 هر دوی این آیات خطاب به افرادی است که فرزندان خود را بخاطر تنگدستی می کشند با این تفاوت که در آیه اول ابتدا از روزی دادن به پدران و سپس فرزندان سخن گفته شده اما در آیه دوم برعکس آن ذکر شده است با تفکر در این دو آیه نکته دقیقی آشکار می شود من املاق در آیه اول افرادی اند که بصورت بالفعل تهیدستند و مقتضای حال آنها این است که ابتدا از روزی دادن به آنها سخن گفته شود اما خشیه املاق به افرادی اتلاق می شود که بیم دارند که بخاطر روزی دادن به فرزندان به فقر دچار شوند در حالی که هم اکنون تهی دست نیستند پس متناسب حال آنها این است که نخست از روزی فرزندانشان سخن گفته شود.

 اگر یادتان باشد در برهان وجوب و امکان نیز در آیه یا ایها الناس انتم الفقرا...اشاره ای پرانتزی به این کرده بودم که از ناس به معنی مردم که شامل همه می شود نام برده و از مومنون یاد نکرده که آن هم دلیلی بر بلاغت تناسبی بود.

 عمق معانی:قرآن حقایق بلندی را در قالب مثال بیان کرده است برای مثال :(از آسمان آبی فرو فرستاد پس رودخانه هایی به اندازه گنجایش خودشان روان شدند و سیل کفی بلند روی خود برداشت و از آنچه برای بدست آوردن زینتی یا کالایی در آتش می گدازند هم نظیر آن کفی بر می آید.خداوند حق و باطل را چنین مثل می زند اما کف بیرون افتاده از میان می رود ولی آنچه به مردم سود می رساند در زمین می ماند خداوند مثل ها را چنین می زند(رعد:17))

 در این آیه حق همچون آب زلال باران که پس از فرود آمدن در جویبارها و نهرها جاری می شود بیان شده و باطل مثل کفی که روی آبهای جاری و روی مواد معدنی که به منظور استخراج فلزهای قیمتی حرارت داده می شوند ظاهر میشود بیان شده است.حقایقی که می توان در اعماق این آیه بدان پی برد عبارتند از:
1)حق ثابت و پایدار است اما باطل زوال پذیر است همانطور که کف عمری کوتاه دارد.
2)باطل چهره حق را می پوشاند همانگونه که کف مانع رویت زلالی آب است.
3)باطل در محیط آشفته جولان می یابد همانطور که کف روی آب متلاطم و فلز در حال جوش ظاهر می شد و به محض برقراری آرامش و زمانی که آشفتگی ها رخت بر بندند جایی برای جولان باطل باقی نمی ماند و...

 3)هماهنگی لفظ ها:هماهنگی آیات در قرآن به شکلی است که رابطه خاصی بین موضوع مورد بیان و لحنی که برای آن به کار برده شده وجود دارد برای مثال آیاتی که بیان کننده عذاب الهی است با لحنی سنگین و درشت بیان شده و آیاتی که مربوط به رحمت خداست با لحنی آرام و نرم بیان شده برای مثال سوره حاقه از اول تا آیه 10 را که آیات بیان عذاب است با سوره ضحی که 11 آیه دارد و بیان نعمت و رحمت نسبت به پیامبر است را با هم مقایسه کنید.

  یکی از شواهد اعجاز بیانی قرآن برخورد نخبگان ادب و خبرگان شعر و سخنوری با قرآن هنگام نزول آن است.ولید بن مغیره که فردی بود که در بین مشرکان مقامی بالا داشت و با فنون فصاحت و بلاغت آشنایی کامل داشت و دشمنی قسم خورده برای پیامبر بود و از بزرگان ادب جاهلی،پس از شنیدن آیاتی از سوره غافر بی درنگ به نزد قومش رفت و به آنها گفت:سوگند به خدا!کلامی از محمد شنیدم که نه سخن انسان است و نه سخن جن همانا کلام او بسیار شیرین و زیباست وهمانند درختی است که شاخه های آن ثمربخش و ریشه آن در زمین گسترده و استوار است همانا سخن او از دیگر سخنان برتر است و هیچ کلامی بر او برتری نتواند جست.

  بحث اعجاز ادبی قرآن کمی تخصصی بود و خوب طبیعتا همه به یک اندازه از آن بهره نمی برند اما بدلیل اهمیت موضوع باید بیان میشد.ما از این مبحث به همین مقدار اکتفا می کنیم و انشاالله در پست بعدی به دلایل دیگر اعجاز قرآن اشاره می کنیم.

   


قرآن معجزه جاویدان 1

جمعه دهم مهرماه سال 1388 نویسنده: خادم المدافعین | نوع مطلب :خداشناسی ،

 بسم الله الرحمن الرحیم

 با سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی ، ما بحث (مقدمه ای بر) خدایابی را به پایان بردیم و از آنجا که قرار بود این نوشته ها تنها محرکی باشد برای تفکر و در ضمن ساده بیان شدن موضوعات هم مورد توجه بود ، به همین مقدار اکتفا کردیم و اگر مایلید به تحقیق بیشتر در رابطه با خدایابی بپردازید می توانید با جستجو در اینترنت ، از سایت های بسیار مفیدی که در آن وجود دارد استفاده کنید و یا به کتاب های مفیدی که در این زمینه نوشته شده رجوع نمایید.

 زمان آن فرا رسیده است که وارد مبحث خداشناسی شویم اما لازم میدانم قبل از آن در رابطه با قرآن بیشتر بدانیم زیرا ما چه قبل از این و چه بعد از این در نوشته هایمان از این کتاب آسمانی به عنوان مرجعی مطمئن استفاده کرده و می کنیم.

 قصد ما بر این است که توضیح دهیم که چرا معتقدیم که قرآن معجزه است و چرا کلام بشر نیست و چه چیزی آنرا از تمام کتاب ها و نوشته ها جدا می کند و سپس با راحتی بیشتری از آن به عنوان مرجعی برای مطالبمان در کنار دیگر منابع و استدلال ها استفاده می کنیم.برای اینکار ابتدا نیاز است که نگاهی اجمالی به معنای معجزه بیاندازیم.

 معجزه:معجزه یکی از راه های شناخت پیامبران بوده که در این رابطه اگر خدا بخواهد بعد از خداشناسی در باب راهنماشناسی بحث خواهیم کرد اما در یک نگاه کلی ، معجزه کاری غیر عادی و خارق العاده است که با اجازه و خواست خداوند بوسیله پیامبرش انجام می شود و با ادعای پیامبری همراه است و همه مخالفان را به مبارزه می طلبد و هیچکس توانایی آوردن و انجام دادن مثل آنرا ندارد.
 معمولا معجزه ، متناسب با اجتماع و فرهنگ و نقطه قوت و توجه آن قومی بود که پیامبر در آن ظهور می کرد،از این رو با توجه به رواج جادوگری در زمان موسی(ع) معجزات این پیامبر(مثل تبدیل شدن عصا به مار) در همان زمینه ای بود که توانایی و علم و مورد توجه عموم مردم آن زمانه بود و فرعون به همین دلیل آنقدر از خودش مطمئن بود که مبارزه جویی پیامبر خدا را به راحتی قبول کرد  و مابقی ماجرا... و مثلا در زمان حضرت عیسی (ع) معجزه زنده کردن مردگان و درمان مبتلایان به پیسی با رشد دانش پزشکی در زمان ایشان متناسب بود و این باعث می شد که مردم راحت تر به سمت معجزه که دلیلی بر حقانیت پیامبر بود جلب شوند.

 در زمانه ما نه از عصای موسی چیزی باقی مانده است و نه از دم عیسی ای که مردگان را زنده می کرد و تنها معجزه ای که از میان تمام معجزات پیامبران برای ما باقی مانده قرآن است که ما اعتقاد داریم که معجزه جاویدان آخرین پیامبر خدا حضرت محمد(ص) می باشد اما دلیل معجزه بودن قرآن چیست؟
طبق تعریف معجزه بررسی می کنیم:

 ادعای پیامبری: قرآن بزرگترین و آخرین کتاب آسمانی است که در طول 23 سال بر پیامبر اسلام نازل شده و با ادعای پیامبری آن حضرت همراه بوده است(قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا:بگو ای مردم من پیامبر خدا به سوی همه شما هستم.(اعراف:158))

 

 به مبارزه طلبیدن مخالفان: قرآن خود در آیات متعددی همه را به مبارزه طلبیده از جمله:(و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسوره من مثله وادعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین :و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کردیم شک دارید پس(اگر راست می گویید)سوره ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را فرا خوانید.(بقره:23))

 بعد از گذشت 14 قرن هنوز مبارزه طلبی قرآن بی پاسخ مانده است در حالی که انگیزه ای بسیار قوی در میان مخالفان وجود داشته است.
 این مطالب تنها مقدمه ای بود بر اعجاز قرآن که اتشا الله در پست بعدی دلیل خارق العاده بودن قرآن و اینکه مگر قرآن چه دارد که تا به حال کسی نتوانسته مانند آنرا بیاورد را توضیح خواهم داد.
 و من الله التوفیق.

   


درباره وبلاگ

شما در این وبلاگ می توانید بصورت ساده با دیدگاه ها و اندیشه های مربوط به خدایابی و خدا شناسی آشنا شوید.
خادم المدافعین

آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


Free counter and web stats

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic