بسم الله الرحمن الرحیم
 قبل از اینکه وارد بحث خداشناسی فطری شویم لازم به ذکر است که این مطالب تنها مقدمه ای بر خداشناسی است و از آنجا که هدف من فقط ایجاد تفکر و دیدگاهی نو در ذهن شما دوست گرامی است از وارد شدن
پیشرفته به مباحث خداشناسی خودداری می کنم.
 و اما اولین راه یعنی فطرت:زمانی که انسان در شرایط بحرانی قرار می گیرد و امیدش را از همه اسباب طبیعی از دست می دهد کانون دل او متوجه قدرتی تمام نشدنی می شود و بی اختیار از او درخواست کمک می کند و اصطلاحا بیدار می شود و حقیقتی را احساس می کند.
 فطر به معنای شکافتن است و از آنجا که آفرینش به منزله شکافتن پرده نیستی و عدم است در نتیجه یکی از معانی فطر آفریدن و خلق کردن است و فطرت به معنای نحوه خاصی از آفرینش است یعنی خداوند همراه با آفرینش انسان گرایش ها و بینش های خاصی را در خمیر مایه وجودی او قرار داده است بطوری که اگر شما در ایالات متحده آمریکا هم زندگی کنید باز هم بعنوان یک انسان شناختی درونی از خدا درون شما هست.
برای مثال دلیل جالبی میاورم:یکی از محکم ترین دلایلی که منکران وجود خدا برای خودشان در کتابهایی که مبنی بر عدم وجود داشتن خدا می آورند این است:ما انسان ها خدا را بوجود آوردیم چون نیاز به خدا داشتیم!!!اما سوال ما این است چرا نیاز به خدا داشتیم؟!جواب ساده است <فطره الله التی فطر الناس علیها:فطرت الهی فطرتی است که خداوند مردم را بر طبق آن آفریده است(روم:30)>ما که انسانیم اینگونه آفریده شده ایم که به خواست خدا شناختی از او در ما باشد.
(و یاد کن هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را بر گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟گفتند:آری گواهی دادیم  تا مبادا در قیامت بگویید از این امر غافل بودیم)<<اعراف:172>>
این آیه نشان می دهد که انسان قبل از پا گذاشتن به عالم طبیعت در عالم دیگری قرار داشته و خداوند خویش را به انسان ها نمایانده و آدمیان وجود پروردگار خویش را تصدیق کرده اند اما آدمی پس از پا نهادن به جهان طبیعت جزئیات آن مواجهه روحانی را به فراموشی سپرده اما اصل و خمیر مایه آن معرفت برایش محفوظ مانده است و دلیل این تعهد گیری آن بوده که کافران و مشرکان در قیامت مدعی بی خبری و جهل نشوند.

 برای رسیدن مجدد به فطرت می توان از دلایل عقلی اثبات وجود خدا استفاده کرد و انشا الله یکی از این دلایل را در پست های آینده بررسی خواهیم کرد همینقدر بدانید که هر انسان راهی مخصوص به خود برای رسیدن به خدای خود دارد.در پست بعدی به برهان نظم که از براهینی است که من علاقه خواصی به آن دارم اشاره می کنم.