به نام ایزد منان
 و اما چگونه می توان خدا را شناخت.برای اینکار سطوح مختلف خداشناسی را دسته بندی می کنیم تا کار راحت تر شود.

 1.شناخت ذات الهی:یعنی اینکه خداوند چه شکلی است و... این همان شناختی است که از کودکی ما را از آن منع کرده اند و گفته اند اگر به آن فکر کنی دیوانه می شوی اما متاسفانه به ما نگفته اند چرا چون خود نمیدانسته اند!(چندی پیش دوستی تحت تاثیر حرف والدینش در دوران کودکی این مطلب را به عنوان شبهه به من گفته بود که ما داریم فردی را می پرستیم که اجازه نداریم به آن فکر کنیم!)

ما با علم می گوییم که این سبک تفکر به دیوانگی نمی انجامد,اما تفکر بی حاصل و بی نتیجه ایست که جز اتلاف وقت و نیافتن پاسخ چیزی در آن نیست زیرا:

نه تنها انسان بلکه هیچ مخلوقی از مخلوقات خدا پی به ذات خدا نخواهد برد زیرا ما مخلوقات همه محدودیم و خدا نامحدود و یک موجود محدود نمیتواند بر موجود نامحدود احاطه یابد.
و شناخت ذات نیاز به نوعی احاطه علمی دارد بنا بر این نه تنها ذات الهی برای ما ناشناخته است بلکه شناخت ذات خدا نیز غیر ممکن به حساب می آید (و بر ذات خداوند آگاهی نمی یابند(سوره طه آیه 110)).

 2.شناخت موجود بودن خداوند:این مرتبه از شناخت به این برمیگردد که بدانیم آیا خدایی هست یا نه. در این مرحله انسان از افرادی که خدا را انکار میکنند و یا در وجود خدا شک دارند جدا می شود و به معتقدین به وجود خدا می پیوندد.
 توجه کنید که در این مرحله بحث سر بودن یا نبودن خداست و حتی فردی که بت می پرستد نیز جزو معتقدین به وجود خداست اما خدای خود را آن سنگ یا چوب یا ... دیگر گرفته است.
این شناخت نه تنها برای ما ممکن است بلکه پایه و اساس سطوح دیگر خداشناسی است. میتوان در کل گفت که انسانها در این مرحله وجود موجودی برتر و مقدس و متعالی را تایید می کنند,حال بت پرست بت خود و خدا پرست خدای خود.

 3.شناخت صفت ها و کارهایی که خدا انجام می دهد:بعد از اینکه انسان به وجود خدا پی برد تلاش می کند که بداند که خدا چگونه است اینجاست که یک بت پرست از یک خداپرست جدا میشود و هر کدام صفت ها و افعال خاصی را برای خدای خود می دانند.
 همانگونه که گفتیم پی بردن به ذات خدا برای ما غیر ممکن است پس بحث ما روی موجود بودن خدا و صفت ها و افعال خداست که در پست بعدی راه های اصلی آن را بیان می کنیم.